جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2026

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

وسيله‌اى كه براى بيان مقاصد خود به كار مىبرند ، يعنى در زبان هم نمود و جلوه‌اى داشته باشد . از اين لحاظ است كه مبداء اشتقاقات زبانشان « فعل » و اصل اولى در جمله و تركيب جمله « فعليه » است و دستور زبانشان هم به ناچار هماهنگ با همين اصول است ، و كسى كه مىخواهد زبان بياموزد ، بايد از فعل كه صورت لغوى حركت و عدم استقرار است ، شروع كند . كسانى كه كتاب دستور زبان فرانسه يا يك زبان اروپايى ديگر را كه با آن از يك ريشه است ، مطالعه كرده‌اند ، عكس آنچه را درباره دستور زبان عربى گفتيم ، ملاحظه مىكنند . دستور زبان فرانسه از اسم و حالات و مشتقات آن آغاز مىشود . آنگاه به بحث درباره فعل مىرسد و هرگاه به بررسى خود ادامه دهند ، خواهند ديد كه اصل در جمله ، اسميّه بودن آن است . و هنگامى جمله « فعليه » مىشود كه ضرورتى آن را ايجاب كند . در دستور زبان فرانسه ، اشارات روشنى به طبيعت سرزمين اروپايى و حالات ساكنان آن وجود دارد . تعريف صحيح اسم ، لفظى است كه دلالت بر معنايى غيرمتعلق به زمان نمايد . هر معنايى كه متعلّق به زمان نباشد ، دلالت بر « استقرار و ثبوت » دارد . طبيعت سرزمين فرانسه ، ساكنانش را دعوت مىكند كه هرجا كه هستند ، همانجا بمانند ، زيرا اين سرزمين ، آباد و پوشيده از درختان و گياهان و رودهاى بسيارى است و در هر فصلى و زمانى گياهان ويژه‌اى را مىپروراند . و مردم فرانسه نيازى ندارند كه همواره در حركت و رفت و آمد باشند ، بلكه بيشتر نيازمند اقامت دائم در يك جا هستند ، تا از موسم فعلى بهره گيرند و در انتظار موسم بعدى باشند . به همين سبب ، ناچارند كه براى خود مسكنى فراهم آورند تا